شهيد سيد عبد الكريم هاشمى نژاد

140

درسى كه حسين ( ع ) به انسانها آموخت ( فارسي )

مىگردد تا بتواند جان خود را از گزند آن حكومت خونخوار حفظ كند ، غافل از آن كه حسين عليه السّلام تا پايان كار تصميم خود را گرفته و به خوبى مىداند كه به كجا خواهد رفت و چه حوادثى در انتظار اوست . اين كه حسين عليه السّلام واقعا ارادهء عراق دارد و با اين حال به سوى مكه مىرود ، نه از آن نظر است كه مىخواهد از مكه به عنوان يك پناهگاه استفاده كند و در آنجا فقط جان خود را از تعرّض آن خونخواران و سفّاكان نجات دهد . حسين عليه السّلام مىداند كشته مىشود و از مقتل خود هم به خوبى آگاه است ، اما با اين حال به مكه مىرود ، به خاطر يك بهره‌بردارى عظيم از امكانات و شرايطى كه تنها در مكه وجود دارد . حسين عليه السّلام هر عملى كه انجام مىدهد كاملا حساب شده است و براى رسيدن به آن هدف مقدس و خدايى است كه در پيش دارد . آمدن آن حضرت به مكه هم در تعقيب همان سياست كلى نهضت است . ما به خواست خداوند به زودى مقصد اصلى آن بزرگوار را در اين باره روشن خواهيم ساخت . يك سند زنده دربارهء هدف حسين عليه السّلام يكى ديگر از شواهد زنده و روشن كه با صراحت كافى هدف حسين عليه السّلام را از حركت از مدينه آشكار مىسازد ، وصيت نامه‌اى است كه آن بزرگوار براى محمد حنفيه مىنويسد : در آنجا زادهء على عليه السّلام با صراحت مقصد اصلى خود را بيان مىكند و سياست كلى خويش را شرح مىدهد ، وصيت‌نامه اين است : « بسم اللّه الرحمن الرحيم هذا ما اوصى به الحسين بن على بن أبي طالب الى اخيه محمد المعروف بالحنفيه . ان الحسين يشهد ان لا الله وحده لا شريك له و أن محمدا عبده و رسوله جاء بالحق من عند الحق و أن الجنة و النار حق و ان الساعة آتية لا ريب فيها و ان اللّه يبعث من فى القبور . و انى لم اخرج اشرا و لا بطرا و لا مفسدا و لا ظالما و انما خرجت لطلب الاصلاح فى امة جدى ( ص ) . اريد ان آمر بالمعروف و انهى عن المنكر و اسير بسيرة جدى و ابى على بن أبي طالب فمن قبلنى بقبول الحق فاللّه اولى بالحق و من رد على هذا اصبر حتى يقضى اللّه بينى و بين القوم بالحق و هو خير الحاكمين و هذه وصيتى يا